نمایش «نسخه نسوان ناکام» اثری تاریخی نیست اما گویی از بستری تاریخی میآید. انگار تاریخی را روایت میکند که جاری است و گویی نمایش زبان حال امروز است.
نگاهی به نمایش «نسخه نسوان ناکام»/بازی خوبان
هبت اله یگانه
نمایش «نسخه نسوان ناکام» اثری تاریخی نیست اما گویی از بستری تاریخی میآید. انگار تاریخی را روایت میکند که جاری است و گویی نمایش زبان حال امروز است.
درست است که فمینیسمها از آغاز شروع این جنبش به دنبال برقراری برابری جنسیتی زن و مرد بودهاند و برای آنها دفاع از حقوق زنان، تحت این ایدئولوژی؛ اولویت اصلی است اما هستند جمعیت کثیری از زنان که بدون اعتقاد به فمینیسم فقط خواهان احترام، تکریم و رعایت حقوق انسانی بانوان بوده و نه تنها برابری جنسیتی برایشان اهمیتی ندارد بلکه بر مبنای عقل، منطق و استدلال؛ خیلی از تفاوتهای جنسیتی را پذیرفتهاند.
نمایش «نسخه نسوان ناکام» بدون شعار و اضافهگویی صدای زنانی است که در پهنه تاریخ از تبعیض، تحقیر و تهدید آسیب دیده و حقوقشان کوچک شمرده شده است.
این نمایش به قلم رضا مختارزاده و کارگردانی نازخاتون هوشمند، زوج هنرمند کنگانی به نمایندگی از این شهر در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر شرکت کرده و در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفته است.
«نسخه نسوان ناکام» اثری تاریخی نیست اما گویی از بستری تاریخی میآید. انگار تاریخی را روایت میکند که جاری است و مربوط به گذشته نیست، گویی نمایش زبان حال امروز است.
نمایشی بدون ادعا، شریف و مترقی که بدون تردید تا روز هفتم جشنواره یکی از پدیدههای این دوره بوده است.
نویسنده، داستان زندگی پنج زن را در این نمایش روایت میکند. زنهایی که هر کدام به دلیل آسیبهایی که فقط به خاطر زنانگی خوردهاند از دنیا رفته یا گوشهنشین شدهاند. مردسالاری، تجاوز، نازایی، بیماریهای روحی و حتی مصیبتهای پیشگام و پیشروبودن زنان نسبت به زمانه، هر کدام موضوعاتی هستند که این نمایش بر مبنای آنها به نگارش در آمده است.
تو ذهنوم آدما میان و رد میشن
نمایش از ذهن افروز؛ دختری جوان که او نیز در خانوادهای مردسالار زندگی میکند، میگذرد. مخاطب نمایش را از دریچه نگاه افروز میبیند. او روایتگر داستانهای نمایش است. نویسنده اثر، نمایش را در چند پرده روایت میکند. انتخاب گویش بندری برای نمایش و ارتباط بسیار خوب مخاطب با این موضوع، بار دیگر لزوم اهمیت بیشتر به فرهنگهای بومی، لهجهها و زبانهای محلی را یادآوری میکند.
تو ذهنوم خیلی چیزا رد میشن
زنان نمایش اصلاً پیچیدگی ندارند. آنها نمونه بارزی از زنان ایرانی هستند. به سبب چیزهای کوچک و معمولی شاد شده و با اندکی محبت ذوق زده میشوند. دلگرمی این زنان همراهی اطرافیان است. آنها مطالبهگر هستند اما طلبشان از جامعه مطلقاً طلبی غریب نیست. نویسنده زنان را انسانهایی والا، پاک و بیآلایش معرفی کرده و جامعه را به همگرایی و همافزایی با آنان دعوت میکند.
گفته بودم زندگی زیباست، گفته و ناگفتهای بس نکتهها کاینجاست
علاوه بر متن زیبای نمایش، «نسخه نسوان ناکام» در کارگردانی هم کامروا میشود! کارگردان قبل از آغاز نمایش با نشان دادن چند اِلمان کوچک – کفشهای پاشنه بلند زنانه بر دیوار- با صدای بلند میگوید که مخاطب قرار است بیننده چه اثری باشد.
نمایش هر چه جلوتر میرود ریتم تندتری به خود میگیرد. این افزایش ریتم نه یکباره بلکه پلکانی و به موازات روایات نمایش اتفاق میافتد. داستانکها متفاوت اما موضوعی یکسان دارند و کارگردان همه را در یک ریل گذاشته و تا مقصد و فرجام نمایش همراستا و همسو هدایت میکند.
کارگردان، نمایش را که اساساً زمینه رئال دارد، در بستری سورئال پیش میبرد. او با بهره گیری از کمترین ابزارها موجب فهم بیشتر مخاطب از نمایش میشود. مثلاً ماسکهای صورت زنان که با ابزارکهای آشپزخانه درآمیختهاند حکایت از حبس زن در آشپزخانه دارد، به همین راحتی! یا اینکه با نشان دادن شال قرمزی بر سر مخاطب را وارد فضای صحنه سقط جنین میکند…
کارگردان درک بسیار خوبی از فضای اثرش دارد. او آگاه است که اثرش تلخ و گزنده است و جایی که احساس میکند مخاطب دارد کلافه و عصبی میشود فضا را عوض میکند. او برای این کار معرکه نمیگیرد، هجو نمیگوید. کافی است خانواده ساعتچی روی صحنه بیایند. خانواده ساعتچی با ساعتهایی بر سر وارد می شوند. همین برای خنداندن تماشاگر کافی است. او حالا تماشاگر را از فشار عصبی خارج کرده، به ثبات میرساند و آماده حرکت بعدی خود شده و زهری تلختر از قبل به او میخوراند!
هوشمندی کارگردان به همین جا ختم نمیشود و از این دست صحنهها در نمایش فراوان است. او در بخشهایی نیز ادای دینی به تئاتر لالهزار کرده و از آن دوران به نیکی یاد میکند.
شگفتانه «نسخه نسوان ناکام» اما بازیگران آن نمایش هستند. پنج بازیگر خانم با میانگین سنی جوان و بسیار پایین آنقدر مسلط و زیبا بازی میکنند که مخاطب حیرتزده میشود. شاید یکی از دلایلی که تماشاگر متوجه گذر زمان ۸۰ دقیقهای نمایش نمیشود هنر آنها باشد. از ابتدا تا انتهای نمایش هر بازیگر حداقل در قالب سه نقش فرو میرود اما هیچ تشابهی بین نقشهایشان دیده نمیشود. آنها به خوبی ایفای نقش میکنند، درست هدایت شدهاند و آنقدر پخته به نظر میرسند که گویی سالها از حضور آنها در تئاتر میگذرد. انتخاب پنج بازیگر تقریباً همسطح و با توانایی بسیار بالا در شهری با جمعیت اندک مثل کنگان، قطعاً هنر تیم کارگردانی نمایش است که همچون سایر بخشهای نمایش در این حوزه هم موفق بودهاند.
«نسخه نسوان ناکام» از لحاظ کیفی با اختلاف بسیار، فرسنگها از بسیاری از نمایشهای اجرا شده در پایتخت فاصله دارد و میتواند گزینه بسیار خوبی برای اجرای طولانی مدت در بهترین سالنهای تهران باشد.

خبرنگار
مدیر مسئول و صاحب امتیاز پایگاه خبری: قاسم احمدی تمامی حقوق این سایت محفوظ است.