۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.
  • ایتا

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار استان بوشهر
  • شناسه : 10695
  • 26 مرداد 1405 - 21:57
  • 34 بازدید
  • ارسال توسط :
«رحیم بن حسن؛ مردی که از دل آتش بازگشت»

«رحیم بن حسن؛ مردی که از دل آتش بازگشت»

روایت آتش‌نشانی که در یکی از سخت‌ترین عملیات‌های زندگی‌اش، همکارش را از دست داد و خود از میان شعله‌ها به زندگی بازگشت؛ نجاتی که آن را تولدی دوباره و فرصتی برای ادامه مسیر می‌داند. ۲۶ مرداد؛ روزی که از میان شعله‌ها بازگشتم.

روایتی از حادثه‌ای که زندگی‌ام را برای همیشه تغییر داد
رحیم بن حسن، آتش‌نشان، نویسنده کتاب‌های حوزه آتش‌نشانی و ایمنی، مؤلف چندین مقاله تخصصی و عضو تیم تحریریه نشریه بین‌المللی مهندسی حفاظت از حریق است؛ اما ۲۶ مرداد برای او تنها یک تاریخ و یک تجربه کاری نیست.
۲۶ مرداد روزی است که آتش، انفجار، فقدان یک همکار و معنای دوباره زندگی را در چند ثانیه به او آموخت.
یک عملیات؛ چند ثانیه تا تغییر همه‌چیز
آن روز نیز مانند بسیاری از روزهای دیگر، مأموریت با هدف انجام وظیفه و مقابله با حادثه آغاز شد.
ما آتش‌نشان هستیم؛ برای همین لحظات آموزش دیده‌ایم.
برای ورود به شرایط سخت، برای مقابله با آتش و برای نجات جان انسان‌ها.
اما گاهی حادثه آن‌قدر سریع و غیرقابل پیش‌بینی تغییر می‌کند که حتی فرصت فکر کردن هم از انسان گرفته می‌شود.
در جریان عملیات، ناگهان انفجار رخ داد.
در یک لحظه، همه‌چیز تغییر کرد.
شعله‌ها، حرارت، دود و فشار ناشی از حادثه، شرایط را به‌شدت دشوار کرده بود.
من برای خارج شدن حرکت کردم.
اما عجیب‌ترین بخش ماجرا برای خودم این است که جزئیات دقیق چند ثانیه از آن لحظه را به یاد نمی‌آورم.
فقط می‌دانم که در مسیر خروج، از میان شعله‌ها عبور کردم.
و بعد خودم را روی پاگرد پله دیدم.
لحظه‌ای که نمی‌توانم توضیحش بدهم
گاهی در زندگی اتفاق‌هایی رخ می‌دهد که شاید نتوان برای تمام جزئیاتش توضیحی پیدا کرد.
من نمی‌خواهم درباره آن لحظه ادعایی کنم که قابل اثبات نباشد.
اما آنچه خودم احساس کردم را نمی‌توانم فراموش کنم.
وقتی می‌خواستم از میان شعله‌ها خارج شوم، انگار خداوند با دستان خودش مرا برداشت و روی پاگرد پله گذاشت.
این تعبیر، برای من یک باور شخصی است.
نمی‌دانم در آن چند ثانیه دقیقاً چه اتفاقی افتاد.
نمی‌دانم چگونه از میان آن شعله‌ها عبور کردم.
بخشی از آن لحظه در ذهنم روشن و واضح نیست.
اما می‌دانم که از آنجا خارج شدم.
و امروز، وقتی به آن لحظه فکر می‌کنم، آن را لطف خداوند و فرصتی دوباره برای زندگی می‌دانم.
اما همه فرصت بازگشت پیدا نکردند…
در همان حادثه، شهید مجید سفالی، همکار عزیزمان، جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داد.
این قسمت از خاطره ۲۶ مرداد برای من همیشه سنگین خواهد بود.
ما وارد حادثه شدیم تا جان انسان‌ها را نجات دهیم؛ اما یکی از خودمان دیگر فرصت بازگشت به خانه را پیدا نکرد.
مجید سفالی رفت، اما نام و فداکاری او باقی ماند.
برای ما آتش‌نشانان، شهادت یک همکار فقط یک خبر نیست.
یک جای خالی است.
جای خالی کسی که تا دیروز کنار ما بود، در عملیات حضور داشت، لباس آتش‌نشانی بر تن می‌کرد و برای نجات دیگران قدم به دل خطر می‌گذاشت.
یاد و نام شهید مجید سفالی برای همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند.
۲۶ مرداد؛ پایان یک حادثه نبود
بعضی حادثه‌ها با خاموش شدن آتش تمام نمی‌شوند.
آتش خاموش می‌شود، دود از بین می‌رود، تجهیزات جمع می‌شوند و عملیات پایان پیدا می‌کند؛
اما بعضی صحنه‌ها در ذهن انسان باقی می‌مانند.

۲۶ مرداد برای من یکی از همان روزهاست.

بعد از آن حادثه، نگاه من به زندگی تغییر کرد.
بیشتر فهمیدم که زندگی چقدر ارزشمند است.
بیشتر فهمیدم که یک انسان ممکن است صبح از خانه خارج شود و نداند چه چیزی در انتظار اوست.
و بیشتر از همیشه به این باور رسیدم که ایمنی، موضوعی برای بعد از حادثه نیست؛ ایمنی باید قبل از حادثه ساخته شود.
از تجربه حادثه تا رسالت آموزش
من فقط یک آتش‌نشان نیستم.
سال‌ها تلاش کرده‌ام تجربه‌های میدانی خودم را به آموزش و فرهنگ‌سازی در حوزه ایمنی تبدیل کنم.
به‌عنوان نویسنده کتاب‌های حوزه آتش‌نشانی و ایمنی، مؤلف چندین مقاله تخصصی و عضو تیم تحریریه نشریه بین‌المللی مهندسی حفاظت از حریق، باور دارم که دانش زمانی ارزشمندتر می‌شود که بتواند جان انسانی را حفظ کند.
شاید یکی از دلایلی که من از آن حادثه زنده ماندم این باشد که امروز بتوانم درباره خطرات صحبت کنم؛
از پیشگیری بگویم؛
از آموزش بگویم؛
از ایمنی آتش‌نشانان بگویم؛
و به مردم یادآوری کنم که بسیاری از حوادث، قبل از وقوع قابل پیشگیری هستند.

پیام ۲۶ مرداد

حادثه به ما یاد می‌دهد که برای ایمنی نباید منتظر حادثه بمانیم.
باید قبل از آتش‌سوزی بدانیم:
راه خروج اضطراری کجاست؛
تجهیزات اطفای حریق چگونه استفاده می‌شوند؛
چه زمانی باید آتش را ترک کرد؛
چه زمانی نباید جان خود را به خطر انداخت؛
و چگونه می‌توان از وقوع یک حادثه جلوگیری کرد.
گاهی یک آموزش ساده می‌تواند یک خانواده را نجات دهد.
گاهی یک تصمیم درست می‌تواند یک آتش‌نشان را سالم به خانه برگرداند.
و گاهی چند ثانیه غفلت می‌تواند سرنوشت یک انسان را برای همیشه تغییر دهد.
من بازگشتم؛ اما فراموش نکردم
من از آن حادثه بازگشتم.
اما نمی‌توانم و نمی‌خواهم آن روز را فراموش کنم.
چون در آن روز، یک همکار را از دست دادیم.
چون فهمیدم زندگی چقدر شکننده است.
چون بخشی از آن لحظه هنوز برای خودم قابل توضیح نیست.
و چون در میان آن همه آتش و انفجار، احساس کردم دستی از جنس لطف الهی مرا دوباره روی پاهایم قرار داد.
امروز، با تمام وجود شکرگزارم که فرصت ادامه زندگی و ادامه خدمت را پیدا کردم.
و این فرصت را مسئولیتی برای خودم می‌دانم؛
مسئولیت آموزش،
مسئولیت آگاهی‌بخشی،
مسئولیت خدمت،
و مسئولیت زنده نگه داشتن یاد کسانی که برای نجات دیگران جان خود را از دست دادند.
به احترام شهید مجید سفالی
۲۶ مرداد برای من فقط سالگرد یک حادثه نیست.
یادآور یک همکار است.
یادآور یک فداکاری است.
یادآور یک نجات است.
و یادآور فرصتی دوباره برای زندگی.
من رحیم بن حسن هستم؛ آتش‌نشان، نویسنده و فعال حوزه آموزش و ایمنی، مؤلف چندین مقاله تخصصی و عضو تیم تحریریه نشریه بین‌المللی مهندسی حفاظت از حریق.
و اگر بخواهم تمام آن روز را در یک جمله خلاصه کنم:
از میان شعله‌ها بیرون آمدم؛ اما ۲۶ مرداد برای همیشه درون من باقی ماند.
یاد و نام شهید مجید سفالی گرامی باد.
و یاد همه آتش‌نشانانی که برای نجات جان دیگران، جان خود را به خطر انداختند، جاودانه.
۲۶ مرداد؛ روزی که فهمیدم گاهی میان مرگ و زندگی، فقط چند ثانیه فاصله است.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *